تبلیغات
لامکان - عهدی روشن
رمزی و کلیدی به در و منزل ماست | بر هر که بخواند این خط راز سلام

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

آپلود عکسابزار پرینت از صفحه

آپلود عکسابزار متحرک ساختن عنوان وبلاگ

اسکرول بار

دوشنبه 29 آبان 1396-11:34 ب.ظ



دست بردن در عمیق ترین چاهها و فروتپیده ترین مغاک جان آدمی، و قلب را بیرون کشیدن. زندگی را بیرون کشیدن. نفس حیات را -گمشده در پس هزار هزار چهره ها- بیرون کشیدن. 

با خشم مردگان رو در رو شدن و پنجه در پنجه ی خوابهای صدهزار ساله شان افکندن.  
: با ما ز چه روی بی قراری و از چه با بتان ما چنین ناسازی؟
پتک ها را بی رحمانه بر سر تخت ها و ستون های انجماد و ضلالشان فرود آوردن و طاق هاشان را با خاک یکی کردن.
: به جانم «عهدی روشن» است. آن می کنم!

بیا! بیا ای ستاره ی سهیل و بر ما بدرخش. بیا ای روح چهارده! ای رخت بربسته از اقلیم خاک پرستان!  بیا ای قاعده ی سرخ حیات! ای خورشید توازن! از خفته ترین خوابهای ما برون آ و بر ما بتاب! ای کتاب زنده! از درونی ترین معابد جانم سطور مقدّس خود را بر همه ی جانها ارزانی دار. 

یله بودن در فضای بی انتهای عشق و یکّه با هزار لشکر عقل جنگیدن به هزار پرچم در اهتزاز از اناجیل نامقدّس کبر و عادتشان. روسپید تاریخ عشقم به خون مطّهر روح! بسته ترین دهان افلاکم، به پرآوازه ترین کلام. آسمانم! جانم! نقطه ی پایانم و سطر آغازین. 

حلمی | کتاب لامکان




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 29 آبان 1396 11:36 ب.ظ


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر