تبلیغات
لامکان - در پای عشق
رمزی و کلیدی به در و منزل ماست | بر هر که بخواند این خط راز سلام

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

دوشنبه 8 آبان 1396-07:48 ب.ظ



هر چیز در عالم ردّ پایی به جا می گذارد، جز عشق. چه شگفت که در همه عالم تنها ردّپای این بی ردّپا به جا می ماند. هر چه را نوری ست آن را سایه ای ست. آن جا که خانه ی خداست نور چیست؟ که نور نیز بنده ی صداست. آن جا صداست و تنها صداست.

پس فرزندگان صوت تاختند از افلاک عدم به افلاک قدم. از این تاختن گردی برخاست که همه افلاک زیر را روشن ساخت. نحیفانی گردپای ایشان نور حقّ پنداشتند و جار زدند. ایشان که کیهان خُرد را غایت پنداشتند و نیم فلکی دیدند و حلقه قاپیدند و در حلقه ی جعل خویش فرو غلتیدند.

گفت تنها عشق در رأس است و عمل عشق در خاموشی و بی سخنی ست. آن جا نیز که سخن می گوید جز اندکی همه بی اعتنا می گذرند. چرا که چهره ی عشق در نظر نامحرمان عقل و دانش بشری ناآشناست. پس عشق به خویش دعوت می کند. هر که آید دوصد چندانش بخشد. هر که گذشت و جام عقل برگزید عشق گویدش نوش!

عشق، رسول رسولان است. حاضر غایب زمان. حقیقت اعصار. خرد بی انتها. آن سلوک بی غایت. حضرت خاتم است عشق. جنابش بلند است و هر جان عاشقی به کمند نهانش پرتاب. 

به خدمت روز و شب در پای عشقم
چونان موجی ز دریاهای عشقم
هراس از خشم طوفان ها ندارم
که آوای جهان آرای عشقم

حلمی | کتاب روح




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 8 آبان 1396 08:13 ب.ظ


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر