تبلیغات
لامکان - زبان آتش
رمزی و کلیدی به در و منزل ماست | بر هر که بخواند این خط راز سلام

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

آپلود عکسابزار پرینت از صفحه

آپلود عکسابزار متحرک ساختن عنوان وبلاگ

اسکرول بار

دوشنبه 24 مهر 1396-03:44 ب.ظ



آمد به میان به جان آتش
افروخته شد روان آتش
 
یک جلوه ز دلبری چو بنمود
من بودم و امتحان آتش
 
هنگامه ی وصل چون بر آمد
نابود شدم به سان آتش
 
زان چشم سیاه شعله افکن
دل سوخته شد به خوان آتش

در روح چو خرقه باز کردم
آن خرقه شد آسمان آتش
 
ای چنگ نواز خامه افروز
مهمان کنم آن لسان آتش
 
رویای تو پخته شد سحرگاه
من ماندم و آن نشان آتش
 
گفتم چه سزای عاشقی بود
این قصّه ی دلسِتان آتش؟
 
گفتا سر عاشقان ندیدی
آویخته از دهان آتش؟
 
خاموش شو و زبان مرنجان
تا ره بردت عنان آتش
  
حلمی ز میانه رخت بربست
آموخته شد زبان آتش





نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 1 آبان 1396 05:04 ب.ظ


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر